نکاتی در باب هرمنوتیک

gadamerاین مطلب از ضمائم مندرج در کتاب «فلسفه در قرن بیستم» به ترجمه دکتر رضا داوری اردکانی است. در این مقاله گادامر ضمن اشاره به نارسایی علوم در تبیین حقایق متذکر می‌شود که ما در حصار و قید اسارت نوعی بیگانه‌گشتگی هستیم که نامش تاریخ‌انگاری است. کلیات علوم و همچنین صورت مثالی اصل تحقیق و رسیدگی که به علم حاکم است، بسیار محدود است. به همین جهت هرمنوتیک بسی کلی‌تر از علوم است. در هرمنوتیک اصل این است که در هر زبانی هر چیزی را می‌توان گفت و بیان کرد و به این جهت زبان به هیچ‌وجه تجربه ما را محدود نمی‌کند بلکه صرفا واسطه‌اس است که با آن به اشیاء نزدیک می‌شویم. تماس گرفتن با عالم از طریق زبان عین وضع و موقع بشر به طور کلی است. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

کار من از نوخواندن مسائل بعد از طرح غربزدگی است

۰۰۶۳۲۷مصاحبه منتشر نشده کیهان فرهنگی با دکتر فردید، سال ۱۳۶۵

تحریر و تصحیح از نوار: بهمن خدابخش پیرکلانی ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد, درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

مرد شوریده سر

nietzشاه شوریده سران خوان من بی‌سامان را/ زانکه در کم‌خردی از همه عالم بیشم (حافظ)
از آن مرد شوریده‌سر سخنی نشنیده‌اید؟ که در پیشین روز روشن چراغی افروخته بود و به سوی آشفته بازاری دویده و دمادم فریاد می‌زد: خدای را جویم! خدای را جویم! ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد, درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

منزلگه؛ هایمات نزد هیدگر و گادامر

hammermeisterهایمات یک اصطلاح ترجمه ناپذیر آلمانی است و معنای آن بین دو کلمه وطن و خانه در نوسان است و در عین حال هیچکدام از این دو نیست. هیدگر برای نخستین بار اصطلاح هایمات را برای یک بحث بوطیقایی به کار گرفت و از مدلولات محلی این اصطلاح نیز که به چشم انداز و محیط باز می‌گردد چشم‌پوشی نکرد. شاگرد وی گادامر، منزلگه را از جنبه‌های بوم گرایانه آن تهی کرد و آن را به دالی برای رویه‌های فهم به طور اعم و برخورد با ادبیات داستانی به طور اخص بدل کرد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

کفایت درونی روش هرمنوتیکی و متن

dibaj2این مقاله پژوهشی درباره موقعیت پیشداورانه فهم است. در این زمینه آراء متفکرانی مانند دیلتای، هوسرل، ریکور، گادامر و هیدگر بررسی شده است. در میان آن‌ها نظریات هیدگر و گادامر برجسته‌تر و اساسی‌تر است. به نظر هیدگر فهم شکل اصیل تحقق دازاین یعنی بودن-در-جهان است. بر این مبنا آموزه هیدگر با این مضمون که پیشداوری‌های ما و نه داوری‌هایمان موجودیت ما را تشکیل می‌دهند، گادامر را به صورت‌بندی معنای مثبتی از پیشداوری برانگیخت. او با رویکردی جدید‌تر به این مفهوم، آشکارا آن را به ورای دیدگاه‌های عصر روشنگری فرانسه و انگلیس بسط داد. هرمنوتیک گادامر در شیوه خاص خود مبتنی بر خصلت تناهی و تاریخی دازاین است و سعی دارد امتناع هیدگر را از بیان استعلائی تفکرش در مورد خود نیز تکرار کند. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

هیدگر و گشت هرمنوتیکی

hoyدر عصر حاضر تغییر شگرفی در فلسفه توسط هیدگر حاصل شد. دور هرمنوتیکی هیدگر به صورت صریح و آشکار، فهم تفسیری را خصیصه اصلی وجود آدمی(دازاین) می‌داند.
دور هرمنوتیکی هیدگر بنیادی‌تر از فلاسفه پیشین است چون از قالب سنتی فاعل شناسایی بدر می‌آید، شناسایی که در برابر متعلق شناسایی-جهان عینی- قرار گرفته است. در دیدگاه هیدگر، دازاین و عالم تشکیل دهنده دور هستند و او دور هرمنوتیکی متداول را که بین متن و خواننده‌اش برقرار بود، به ابتدایی‌ترین سطح وجود انسانی گسترش می‌دهد. تبیین هیدگر نباید به صورت یک استدلال برهانی استعلائی لحاظ شود بلکه تنها یک تفسیر است. یعنی بازسازی موجه و تکمیل مغفول شرایطی است که حصول آن منوط به معنا داشتن اشیاء عالم و نیز منوط به این است که موجودات اجزاء تشکیل دهنده عالم باشند. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

هرمنوتیک در فلسفه جدید

IMG_0989هرمنوتیک یا علم تفسیر به لحاظ تاریخ اصطلاح، مربوط به حوزه الهیات بوده است و به روش‌های تفسیر کتب مقدس در قرون وسطی هرمنوتیک گفته می‌شد. تا آنکه در دوره جدید این علم صورت تازه‌ای پیدا کرده است. اکنون تمام فلسفه و تفکر بر دور استوار است، دور هرمنوتیک. تفسیر، فهم، متن، خواندن، نوشتن، گفتن، زبان و تأویل همه از ماحث هرمنوتیکی است. در دوران جدید هرمنوتیک با آراء اشلایرماخر پایه‌ریزی می‌شود. از نظر اشلایرماخر تفسیر چیزی جز بازگشت به حیات ذهنی نویسنده یا گوینده نیست. بعد از او دیلتای به تفکیک میان تفهیم و تفهم می‌پردازد و سرانجام هوسرل ظهور می‌کند. تصویر ما از متن بر اساس پدیدارشناسی هوسرل، تفسیر از یک امر فی نفسه و یک متن فی نفسه نیست، بلکه تفسیر ما از متن آنچنان است که بر من و ما ظهور می‌کند. بر طبق پدیدارشناسی هوسرل خود مفسر هم در تفسیر سهیم است. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

معنای هرمنوتیک(زندآگاهی)

d120e69b797e90f5d6065588aa543804در سخن مدعیانی که راه به معنی نبرده‌اند، مفهوم بر معنا غالب است؛ چه آنان در مباحث خود همواره مفهومی از یک معنای از دست رفته و عاریتی را به شنونده و خواننده عرضه می‌دارند. اما استاد احمد فردید از نادر متفکرانی بود که همواره اهتمام به گذشت از مفهوم و ورود به ساحت معنا داشت. این امر به روزگاری که عصر سقوط در بی‌معنایی است؛ غنیمت بزرگ معنوی و گنج شایگان است. قطعات زیر از کتاب دیدار فرّهی و فتوحات آخرالزمان ارائه می‌شود که به نوبه خود گویا و روشنگر است و بخشی از وسع نظر استاد را درباره مبحث هرمنوتیک بیان می‌دارد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد, درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

هرمنوتیک و معنای آن در عصر حاضر

۴۴درباره هرمنوتیک به جای اینکه یک فصل از فلسفه یا تاریخ فلسفه را بگشایم و آن فصل را برای شما بخوانم، بهتر می‌بینم آنچه که در ایران در باب هرمنوتیک وجود دارد، در حدی که من می‌شناسم و می‌دانم در پیش نظر بیاورم یا پیش نظر شما بیاورم تا ببینیم که ما چه فهمی از هرمنوتیک داریم. یعنی هرمنوتیکِ هرمنوتیک ایرانی یا هرمنوتیک در ایران. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

هرمنوتیک در قرون وسطی مسیحی

۱۳۹۱۱۲۰۶۰۰۰۳۳۴۴این سخنرانی بحثی است در مورد هرمنوتیک در قرون وسطی مسیحی غرب و شامل عناصر و مبانی آن در جهان قبل از مسیحیت. هرمنوتیک علم فلسفه است و فلسفه، فهم وجود. به طور کلی بیشتر کسانی که به فن تأویل پرداخته‌اند افلاطونی بوده‌اند. در نظر همه متفکران و حکمای قرون وسطی، هرکسی نمی‌تواند اهل تأویل باشد. تنها کسانی می‌توانند اهل معنا باشند که اهل جان هستند. تمام حقایق الهی در انسان متقی یعنی خلیفه الهی جمع است و او بر این اساس قادر به تفسیر و تأویل است. در مقام اعلای روح، نفس دیگر از اضطراب می‌ایستد و به مقام سکون و طمأنینه می‌رسد و در اینجاست که انسان به علم تأویل (رازآگاه بودن) می‌رسد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید: