شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد…

n00166785-bدر این سحنرانی ضمن اشاره به تفکر و طریقت استاد فردید، مقام معنوی ایشان در طرح مسئله غربزدگی و مبارزه با آن مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین بر این نکته تاکید میشود که استاد زبان و تفکر را عین هم و به اعتباری زبان را مجرای تفکر و خانه تفکر به حساب می‌آورد. زبان را هم به زبان الهی و به کلام الله برمی‌گرداند و معتقد بود که زبان حقیقی بشر، کلام الهی است. از این لحاظ تفکر در ریشه کلمات را چیزی جز تفکر در کلام الله نمی‌دانست.
تفکر استاد فقط نقش سلبی نداشته بلکه قویاً نقش ایجابی نیز داشته است. استاد با تفکراتش زندگی می‌کرد. آنچه می‌گفت اقوال ایشان نبود، هستی ایشان بود. در زندگی چنان زیست که می‌گفت و چنان گفت که می‌زیست.

دریافت مطلب

این نوشته در درباره استاد ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *