رقم فیض

۰۰۶۳۲۷

متن جلسه دوم از سری درسگفتارهای کتاب قریب الإنتشار «غرب و غرب‌زدگی و بحران حوالت تاریخی آن».

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهـات    مگـر از نقـش پراکنده ورق ســاده کنی
کار خود گر به خدا بازگذاری حافـظ     ای بـسا عـیش که با بخت خداداده کنی
در این جلسه، استاد فردید در ادامه بحث غرب‌زدگی، وضع امروز بشر را نتیجه دنیا پرستی مطلق، پرستش مَجاز و اصالت دادن به «همج رعاع» می‌داند و مهمترین مشخصه عالم جدید را اکنون‌زدگی و فقدان فکر و ذکر عنوان می کند. به نظر استاد، اکنون انسان در فتنه و فسون صورتها است و جهان زیر سیطره بوقهای تبلیغاتی فسونگرانه است. لذا خاطر انسان فقط با تزکیه، تفکر و جهاد اصغر و اکبر، می‌تواند در اوقاتی خاص از نقوش پراکنده پاک بشود و رقم فیض به سر وقت و سراغ او بیاید. در این میان، روش هرمنوتیک به تعبیر استاد (زند آگاهی)، اهمیت خاص دارد. روش هرمنوتیک به تلقّی استاد، عبارت از فهم و درایت و فراست فقیهانه است و غرب‌زدگی در جهتی مقابل آن قرار می‌گیرد. در بحثهای هرمنوتیک زبان، کلام و سابقه الفاظ و معانی مطرح است و تأمل در آن همواره می‌تواند راهگشای ذکر و فکر باشد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد, درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

معنای غربزدگی

d120e69b797e90f5d6065588aa543804متن جلسه اول از سری درسگفتارهای کتاب در دست انتشار «غرب و غرب‌زدگی و بحران حوالت تاریخی آن».

در جلسه اول متفکر فقید استاد سیّداحمد فردید سعی دارد اجمالی فهرست‌وار از مطالب کلّ جلسات را عنوان کند و در ضمن لازم می‌داند که در خصوص سوءتفاهم رایج نسبت به معنای غرب‌زدگی، در همین آغاز کلام، توضیح و تذکر دهد.
استاد در وهله اول راجع به غرب و غرب‌زدگی تاکید دارد که بر خلاف تصور رایج، نه تنها ما و جوامع شرقی، بلکه بیش از همه، خود غرب، غرب‌زده است و غرب‌زدگی به تعبیر وی، به معنای فلک‌زدگی، حوالت تاریخی و مکر لیل و نهار در روزگار آخرالزّمانی ما، در کل عالم است. این تلقّی نه فقط از تأمّل در حوادث فعلی جهان و مبانی خودبنیاد تفکر جدید و هم‌سخنی با منتقدان مدرنیته حاصل آمده، بلکه نتیجه مطالعه در مفهوم و معنای زمان و تاریخ در مذاهب، ادیان و آیین‌ها، بخصوص معارف اسلامی، حکمت ذوقی و کلام شیعی است. همچنین با توضیحات استاد روشن می‌شود که تلقی وی از زمان و وقت، نسبتی با علم تاریخ و فلسفه‌های تاریخ به مفهوم راست و چپ ندارد؛ بلکه تاملی است حکمی در حال و مقام آدمی در ادوار تفکّر با تأکید به اصل کلامی لاجبر و لاتفویض شیعه و تجلی اسماء الله در ادوار تاریخ متناسب با تلقّی حکمای انسی و نیز مسئله انتظار ظهور در پایان تاریخ به شرط جهاد اصغر و اکبر. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد, درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

نقش اولیاء و ائمه در طریقت برای اتصال به ساحت قدسی

۰۰۲۶۷۶در این مقاله حقیقت ولایت و هدایت الهی در عالم اسلامی و شیعی، و وجه و دلیل هنرمندان دینی برای تصویر اولیاء مطرح شده است. از آغاز اسلام هنرمندان مسلمان درصدد بوده‌اند که حریم تجربه‌های هنری را رعایت کرده و کارشان آلوده به بت‌پرستی نشود. لذا هرگز تصویری طبیعت‌انگارانه در اسلام پدیدار نشد و در تصویر مقدسین نیز احتیاط به عمل آمد. مسلمانان درخشش هنری خود را در چهار زمینه هنر نگارگرانه نشان داده‌اند: هنر تذهیب، هنر دگرگونه‌سازی و تجرید از طبیعت، هنر رنگ‌آمیزی و بهره‌گیری از لطافت رنگی، هنر خوش‌نویسی که حامل پیام الهی است. هنرمند مسلمان به اعماق وجود آدمی بیشتر می‌نگرد تا به نمای خارجی او و همواره بر این باور است که جاودانگی راستین از آن روح است. لذا به جهان مادی، امور فانی و گذرا و لذت‌های میرا بی‌اعتناست. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

تاریخ تجدد ما ذیل تاریخ غرب است

۱۳۹۰۱۲۲۲۰۰۰۵۳۲_PhotoLدر این سخنرانی، دکتر داوری به عنوان مسن‌ترین شاگرد مرحوم سید احمد فردید، از خاطرات خود با استاد یاد می‌کند. به نظر سخنران در فلسفه و حکمت، حزبی وجود ندارد و قضیه مریدی و مرادی در میان نیست. لذا هیچ گروه هیدگری یا فردیدی وجود ندارد. ده‌ها سال پیش استاد فردید این مطلب را مطرح کرد که تاریخ تجدد ما ذیل تاریخ غرب است. این جمله نوعی اشاره خاص به پست مدرن دارد. استاد اهل معامله نبود و علم را مصرف نمی‌کرد. همه زندگی ایشان علم و کتاب و مطالعه و بحث بود. اهل طلب بود و طلب جد می‌کرد. خودش را واصل نمی‌دانست، اما راه را یافته بود. اینکه استاد به هیدگر احترام می‌کرد از آن جهت بود که هیدگر در انتظار گشایش ساحت قدس بود و در تمام تاریخ فلسفه و فلسفه جدید، پیش از هیدگر کسی چنین چیزی نگفته بود. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد, درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

شش پرسش درباب شرق و غرب

۰۰۶۳۲۷آیا در میان فرهنگ‌های جهان می‌توان به دو حوزه فرهنگ شرق و فرهنگ غرب قائل بود؟
فرهنگ شرق چه حوزه‌هایی را در بر می‌گیرد و چه ویژگی‌هائی این حوزه را به هم پیوند می‌دهد؟
ویژگی‌های فرهنگ شرق از چه منابعی مایه گرفته است؟
آیا با چنان تمایزی که زندگی غربی را اساساً مادی و زندگی شرقی را معنوی تلقی می‌کند موافقید؟
با جهانگیری مظاهر فرهنگ غرب، نتایج کلی برخورد فرهنگ‌های شرق و غرب چه بوده است؟
آیا میدان‌های فرهنگی شرق هنوز می‌توانند به زندگی انسان قرن ما مددی برسانند؟ ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد, درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد…

n00166785-bدر این سحنرانی ضمن اشاره به تفکر و طریقت استاد فردید، مقام معنوی ایشان در طرح مسئله غربزدگی و مبارزه با آن مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین بر این نکته تاکید میشود که استاد زبان و تفکر را عین هم و به اعتباری زبان را مجرای تفکر و خانه تفکر به حساب می‌آورد. زبان را هم به زبان الهی و به کلام الله برمی‌گرداند و معتقد بود که زبان حقیقی بشر، کلام الهی است. از این لحاظ تفکر در ریشه کلمات را چیزی جز تفکر در کلام الله نمی‌دانست.
تفکر استاد فقط نقش سلبی نداشته بلکه قویاً نقش ایجابی نیز داشته است. استاد با تفکراتش زندگی می‌کرد. آنچه می‌گفت اقوال ایشان نبود، هستی ایشان بود. در زندگی چنان زیست که می‌گفت و چنان گفت که می‌زیست. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد | پاسخ دهید:

احوال فیلسوف نامکرر تنها

boozariدر این مقاله ضمن اشاره به مراحل مختلف زندگی استاد سید احمد فردید، از او به عنوان نخستین فلسفه پرداز عصر جدید ایران یاد شده است.
شاید تنها نکته‌ای که همه موافقان، مخالفان، دوستان و دشمنان این متفکر بر آن اتفاق نظر دارند، اطلاعات وسیع و کم‌نظیر ایشان از حکمت اسلامی و عرفان نظری و آشنایی عمیق با فلسفه‌های اسلامی و همچنین فیلسوف آلمانی معاصر، مارتین هیدگر است. استاد ما را متوجه مآثر تاریخی‌مان می‌کند. او بحث رابطه ما با غرب و واقعیت کنونی تاریخی‌مان را مطرح کرده و بسیاری از مسائلی که اکنون در فلسفه مطرح است را به میان آورده است. در نظر مرحوم فردید هیدگر فیلسوف بزرگی بود، اما استاد هیدگری نبود بلکه خود را هم‌سخن هیدگر می‌دانست. در پایان مقاله آمده است که سخنان و حرف‌های فردید … روزگاری از پس ابرهای تاریخ سربرمی‌آورد و خود را می‌نمایاند و این ربطی به مواجهه سیاسی ما با وی نخواهد داشت و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، دست و پا زنان در برزخ میان سنت و مدرنیته نیازمند تفکری دیگر هستیم، تفکری دیگر برای فردایی دیگر. تفکری متعلق به فردا و پس‌فردای تاریخ. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره استاد | پاسخ دهید:

پرسش از چیستی حکمت و فلسفه

golestan2پرسش از چیستی حکمت و فلسفه خود پرسشی حکمی و فلسفی است. در تعریف حکمت آورده‌اند که «الحکمه هی العلم باعیان الاشیاء و عمل بمقتضاها». حکمت علم به اعیان اشیاء و عمل به مقتضای آن است. اما مراد از اعیان چیست؟ در فلسفه و به نزد فیلسوفان اعیان، ذات و ماهیات اشیاء و موجودات است. یعنی آنچه در جواب «ما هو» بیان می‌شود. پس آغاز فلسفه و حکمت پرسش است، چنانکه مولانا می‌فرماید:

اصل را دریافت بگذشت از فروع || بهر حکمت کرد در پرسش شروع ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

پدیدارشناسی ادموند هوسرل

husserlهوسرل اصطلاح پدیدارشناسی را هم برای «روش» خاص و هم برای اصول و مبادی فلسفی خود بکار می‌برد. او از دو واژه «منشأ» و «آغاز» در تبیین و توضیح این اصول و مبادی استفاده می‌کند. اندیشه هوسرل با خود-آگاهی مبتنی بر پدیدارشناسی آغاز می‌شود و بر نقطه آغازین تفکر تأکید می‌ورزد و بر این باور است که اندیشمند می‌تواند بر سبق ذهن‌ها و تمایلات غالب آمده و تنها بر مطالب متیقن اتکا داشته باشد.
با بررسی و ژرف‌اندیشی در آثار هوسرل به جهت‌گیری او به جانب «مابعدالطبیعه حضور» می‌رسیم. او در کتاب «معانی»، وجود را همچون حضور مطرح می‌کند و همین حضور است که لحظه شناخت‌شناسی و مابعدالطبیعی را در اندیشه او تشکیل می‌دهد. وجوه مهم فلسفه او یعنی شهود ذوات، تعلیق مبتنی بر پدیدارشناسی، افاده معنی، بداهت و غیره جملگی با ابتنا بر این مفهوم (حضور) معنی پیدا می‌کنند. مقاله حاضر به بحث درباره وجهه روش‌شناختی پدیدارشناسی هوسرل اختصاص دارد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید:

پا به پای ارسطو در جستجوی دانش برین

ziashahabiفلسفه‌ورزی را از فیلسوفان بزرگ باید آموخت. در میان فیلسوفان بزرگ ارسطو از بزرگترینالن است.
با ارسطو، به هوایی که از او فلسفه‌ورزی بیاموزیم، در راه پرسش از چیستی فلسفه همگام می‌شویم. این راه را ارسطو در ابتدای کتاب آلفای بزرگ از مجموعه موسوم به «مابعدالطبیعه» پیموده و نزد پایمان نهاده است. به نزدیک وی گل وجود انسان را با خمیره دانش‌طلبی سرشته‌اند. دانش‌طلبی که در طبیعت انسان هست او را به راهی درمی‌اندازد که پایانش نیست. از این روی دانش‌طلب راستین طلبکار دانش برین است. و این دانشی‌ست که هرگر شکار و داشته انسان نشود. بشود یا نشود، به زعم ارسطو، ارجمندترین و جستنی‌ترین دانش است. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در درباره حکمت و فلسفه | پاسخ دهید: